سفارش تبلیغ
صبا

السلام علیک یاامیرالمومنین
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

پس از فتنه ی 25 بهمن و ماموریت کمیسیون های مجلس برای بررسی ماجرا، بالاخره گزارش این بررسی در صحن مجلس در حالی قرائت گردید که با وجود تلاشها و زحمات انجام شده و قابل تقدیر در این گزارش،متاسفانه هیچ اسمی از آقای خاتمی بعنوان یکی از سران فتنه برده نشده و تنها به محکومیت موسوی و کروبی بسنده گردید.

                                                   


ادامه مطلب...

[ سه شنبه 90/1/30 ] [ 11:57 صبح ] [ Mohajer 145 ] [ نظرات () ]

سلام
ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها
بنر تبلیغاتی ویژه نامه فاطمیه پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام رو براتون میفرستم تا در رسانه ها و سایت های خبری و اطلاع رسانی منتشر کنید.
از کمترین کاری که میتونید برای شادی دل حضرت زهرا بکنید دریغ نکنید
آدرس پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق که ویزه نامه فاطمیه هم به همین آدرس قابل دسترسی است . شادی روح حضرت زهرا صلوات

http://www.basijisu.ir/


[ دوشنبه 90/1/29 ] [ 11:6 صبح ] [ Mohajer 145 ] [ نظرات () ]

حاج محمد اسماعیل دولابی در تعبیری زیبا از وظایف منتظران در دوران غیبت می‌گوید:
 
پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب کنید تا من برگردم. خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند
...
یکی از بچه‌ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.
یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند.
یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد، مرتب کنیم.
اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را. می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد. هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که آقاش همین ‌جاست. توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم. آن بچه‌ شرور همه جا را هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این خوشحال است، ناراحت نمی‌شود. وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد.
...
ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد. زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش. شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش. نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن. خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید.

 


[ دوشنبه 90/1/29 ] [ 10:41 صبح ] [ Mohajer 145 ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

امکانات وب


بازدید امروز: 4
بازدید دیروز: 16
کل بازدیدها: 193735